تبلیغات
صنایع دستی ایران زمین - قالی بافی

صنایع دستی ایران زمین

 

تاریخچه فرش

فرش ایران دارای تاریخی بسیار طولانی است، در ایران از دیرباز بافتن انواع فرش متداول بوده و انگیزه ای اجدادی داشته است. به نوشته مورخان، جهانگردان، جنگجویان و آثار مكشوفه از گذشتگان گویای آن است كه فرشبافی به صورت هنری دستی ، مردمی ، روستایی و عشایری در ایران سابقه بس دراز دارد.

پروفسور «رودنكو» كاشف «فرش پازیریك» معتقد است كه قالی مذكور  كار مردم ماد یا پارس و پارت (خراسان بزرگ) است. توجه به نقش های مشابه و هم زمان این فرش در ستون های تخت جمشید نیز این نظریه را تایید می نماید. آثار دیگری از جمله نقاشیهای برخی هنرمندان قرون وسطی حاوی نقش قالیهایی است كه گفته اند بافت ایران بوده است . برخی مورخان در مورد حمله رومیان به ایران و غارت دستگرد قالی را از جمله غنایمی كه در این غارت به دست آورده شده، قید نموده اند و نیز منابع یونانی از قالیهای زربفت ایران یاد كرده اند. «فرش بهارستان» با آن همه هنرمندی كه به تأیید روایات مختلف، دربافت آن به كار رفته بوده اگر چه گاه در تعریف از آن راه اغراق پیموده شده اما خود نشانگر پیشرفت صنعت فرشبافی و صنایع جنبی از جمله طراحی و رنگرزی در ایران قدیم می باشد. فرش به عنوان نمودی از فكر و اندیشه بشری و متاثر از حس نوجویی او در طول تاریخ خود با نشیب و فرازهایی روبرو بوده كه گاه با فراغت فكری هنرمندان و محیط مناسبی كه برای رشد و شكوفایی هنر ایشان ایجاد گردیده به حد اعلای خود رسیده و گاه صدماتی كه بر اثر مصائب طبیعی و غیر طبیعی بر پیكر جامعه وارد شده، آن را به دوره نهفتگی و خمود سوق داده است.

عصر مغول یعنی قرن هفتم هجری را می توان دروان بس غم انگیز برای انواع هنر ایرانی دانست و پس از آن قرون دهم  و یازدهم هجری را كه عصر صفویان است زمان شكوفایی طبع هنری مردم ایران باید به شمار آورد. آغاز دوران صفوی متفارن با رشد بسیاری از هنرهای دستی و توسعه آن در كلیه شئون جامعه بوده است. بسیاری از هنرمندان ایرانی در این دوره ظهور كرده اند كه با اغتنام فرصت از آرامش و محیط مساعدی كه به وجود آمده عمر گرانبهای خود را بر سر ارتقاء سطح كیفی هنر و صنایع دستی نهاده اند وبا ابداع طرح ها و نقشه های زیبا و هنرمندانه جایگاه این صنایع به ویژه فرش را به حد اعلاء خود رسانیده اند و نام ایران را در سراسر جهان با آثار خود پرآوازه ساخته اند. با توجه به اهمیت عصر صفویه در اعتلاء هنر ایران و توجهی كه در این زمان به صنعت قالیبافی مبذول شده، جا دارد به این عصر و وضعیت هنرمندان و قالیباقی آن مشروح تر بپردازیم.

 فرشهای دوران صفویه را می توان متعلق  به دو گروه زمانی دانست: اول: قالیهای بافته شده در دوران سلطنت شاه اسماعیل وشاه طهماسب كه به"شاه طهماسبی" معروف است و خود مكتبی خاص دارد كه به همین نام شهرت یافته. شاه طهماسب همواره به تشویق هنرمندان و قالیبافان و طراحان می پرداخت و خود از هنر بهره داشت و حتی نوشته اند، رنگرزی می دانست و مستقیمأ طراحی می نمود و بافندگان را راهنمایی می كرد. از این جهت در زمان پادشاهی او انواع صنایع ظریفه به ویژه قالی بافی راه ترقی پیمود و در طرح آن تغییرات كلی به وجود آمد. قالیهای ترنجدار جانشین آن گروه از قالیهایی شد كه تا اواخر قرن 9 هجری در ایران بافته می شد و بعدأ به طرح مغولی و تیموری شهرت یافت. علاوه بر قالیهای ترنجدار در این دوره بافتن قالیهایی با طرح حیوان و شكارگاه متداول شد. دوم: قالیهای بافته شده در زمان شاه عباس كه به مكتب " شاه عباسی" معروف است. در این دوره با اغتنام فرصت از وجود هنرمندان عصر نقشهای جدید به ویژه با استفاده از اسلیمی ها و گلهای مخصوص بوجود آمد برخی طرحهای قالی در مكتب شاه عباسی عبارتند از:/ الف – طرح ترنجدار یا لچك ترنج/ ب – طرح شكارگاه/ ج – طرح درختی/ د – طرح گلدانی .

اینك با توجه به سهولت ایجاد ارتباط بین هنرمندان نقاط مختلف و پیشرفت تكنیك طراحی و نقش پردازی، فرش همگام با سایر هنرها و صنایع مردمی رو به تكامل رفته است، طرحهای محلّی به نقاط دیگر برای بافت فرستاده می شود و هنرمندان از نتایج تجربیات دیگر همكاران خویش كاملاً با خبر می گردند. وسایل كار طراحی پیشرفت نموده و تكنیك جدید به كمك هنرمندان آمده و ایشان به مهارت در تهیه و تكثیر طرحهای خود اقدام می كنند. بازار های فرش جهانی به ویژه از اوائل قرن بیستم میلادی رونق گرفته و این خود تشویق دست اندركاران را در پی داشته و به ویژه در تبریز، كرمان، كاشان، اصفهان، اراك ، داد و ستد این كالای ارزشمند را رونق داده و در این زمان است كه بازار صادرات فرش های نو و كهنه گرم شده و كارگاه های بزرگ برای پاسخگویی به تقاضاهای روز افزون دایر گردیده است. این قالیها به اروپا به ویژه كشور آلمان و آمریكا حمل می گردد و موجبات تقویت بنیه مالی كشور را در حد خود فراهم می سازد و تجارت خارجی را به سرمایه گذاری در تولید فرشهای مورد درخواستشان تشویق و ترغیب می نماید. مجموعه این اقدام طی قرن اخیر در جهت تقویت بنیه اقتصادی كشور مؤثر بوده، اما دخالت فروشندگان و صاحبان سرمایه در كار طرح و رنگ فرش و سفارشات غیر مسئولانه ایشان به كیفیت این دستباف لطمه وارد ساخته است. عدم نظارت صحیح بر كار بافت فرش و بسیاری عوامل دیگر از جمله قیمت ها و چگونگی صادرات طی نیم قرن گذشته، رقبای فرش ایران را به میدان رقابت كشانده واز سوی دیگر سودجویان را به سوء استفاده از غفلت دست اندركاران و انجام تقلباتی در مراحل مختلف تهیه موارد اولیه و تولید فرش وا داشته و در نتیجه موجبات سقوط كیفیت و كمیت و گرمی بازار فرش ایران را فراهم نموده است به منظور ایجاد پیوستگی ارتفاء سطح كیفی این دستباف ارزشمند و تداوم تاریخ پرآوازه ی آن هوشیاری و كوششی همه جانبه لازم است كه امید است عشق و علاقه عامه مردم به این میراث اجدادی خود آن را در ضمیر كلیه دست اندركاران بیدار سازد.

منبع:http://www.tebyan.net

مقاله ای دیگر

قالی بافی

صنعت قالی در نایین رواج نداشت تا اینكه میرزا جلال خان پیرزاده كه از سال 1296 هجری شمسی تا سال 1307 سمت نظامت مدرسه نایین را داشت چون جدی و ساعی بود ملاحضه كرد كه برخی از شاگردان پس از اتمام تحصیلات ابتدایی قادر به ادامه نحصیل نیستند و به لحاظ نبود بازار اشتغال كافی در منطقه و صرفا به جهت تامین معاش زندگانی خود و خانواده كه در محرومیت و فقر بسر می بردند ، ناچار به ترك دیار و كاشانه خود هستند. از این رو تصمیم گرفت تا حرفه ای برای این دسته از افراد فراهم كند . لذا در سال 1302 با هزینه خود مبادرت به دائر نمودن كلاس فنی كرد و در این رابطه از وجود دو نفر از استادان قالی بافی نایینی به نامهای میرزا حسن و میرزا جواد سجادی كه از سادات نایین بودند و مراحل آموزش قالی بافی را قبلا در سلطان  آباد اراك آموخته بودند بهره گرفته و به مدت دو سال در اولین كارگاه قالی بافی نایین به آن عده از افرادی كه ذوقی به این كار داشتند ، حرفه بافت قالی را آموختند. طولی نكشید كه مرحوم حاج ملا قاسم صادقی نیز با جدیت خود كارگاه قالی بافی دیگری را در محله چهل دختران نایین دایر نمود و آوازه طرز كار و بافته دست آنان كه یك پدیده جدید محسوب می شد در بین همه پخش گردید و عده ای دیگر را جذب فعالیت در زمینه رونق این حرفه نمود كه جا دارد از جمله آنان از كوشش بی دریغ برادران حبیبیان كه طرح فرش نایین را با الهام از طبیعت كویر و فرهنگ غنی مردم منطقه و طرحهای دوران صفوی به عرضه وجود آوردند بعنوان بانیان توسعه و ترویج فرش نایین نام برده شود . فرش دست بافتاز آنجایی كه سطح درآمد حاصله از قالی بافی نسبت به سایر هنرهای دستی از رشد قابل توجهی برخودار بود ، طولی نكشید كه این هنر از رونق چشمگیری برخوردار گردید .

فرشی كه امروز به نام فرش نایین به شایستگی و غرور ارزشی والا به فرش ایران در بازارهای جهانی بخشیده است حاصل سر پنجه مردمانی هنرمند و كم ادعا است كه طبیعت كویری نهایت خست و تنگی را بر شرایط زندگی آنها روا داشته است.

طرح و نقشه های قالی نایین متفاوت است و انواع زیادی دارد كه بیشتر به صورت نقش گل مرغی ـ پیچ در پیچ اسلیمی ـ شكارگاه ـ محرابی جوشقانی ـ لچك ترنج ـ طرحهای غلط ( قابی ،  قابی درختی ،  قاب محتشم ) و در اندازه های مختـلف چون پشتی به ابعاد  80 * 120 سانتیمتر . ذرع و نیم به ابعاد130*200 سانتیمتر . قالیچه یا پرده ای به ابعاد 170 * 270 سانتیمتر . 300 * 200 . 300 * 400  و ... .

قالی های نایین به شكل گره زدن از نوع گره فارسی باف می باشد كه این گره زدن گاهی به صورت یك جفتی یا دو جفتی انجام می شود.

قالی نایین معمولا بصورت 6 لا یا 9 لا و یك خفتی و دو خفتی بافته می شود كه می توان قالی های 6 لا و یك خفت را ریزبافی و ظریف و با كیفیت بالا و قالی ها 9 لا و دو خفتی را با ظرافت و كیفیت پایینتر دانست.

.

منبع:www.shahrenaein.com

                                         مقاله ای دیگر

.

اصفهان قبل از صفوی هر چند هم فراز و نشیب های تاریخ قالیبافی داشته باشد اتفاق چندان مهم و قابل ذکری را شاهد نبوده است. آنچه که مسلم است شکل گیری حرفه ای قالیبافی را در اصفهان، از عصر شاه عباسی بایستی دنبال کرد.
هنر دوستی شاهان صفوی و ارج و منزلتی که این سلسله برای هنرمندان قایل بودند و خصلت پسندیده ای که هر چیز را در حد کمالش می خواستند، انگیزه هایی بود تا با توسل به آن بهترین هنرمندان از هر صنف و طبقه ای، در کارگاههای شاهی گرد آیند و آثار ارزنده ای را به وجود آورند که هنوز، بعد از طی قرون متمادی چشم و عقل را یارای باور آن نیست.
    قالی های ارزشمند این دوره چه در اصفهان بافته شده و چه در شهرهای اطراف آن نشان دهنده توجه ویژه به هنر قالیبافی آن عصر می باشند.
کارگاههای قالی بافی دربار صفوی متصل به کاخ سلطنتی در جنوب عالی قاپو بین میدان شاه و چهل ستون، با استفاده از بهترین مواد اولیه همواره زیر نظر شخص شاه عباس بزرگ به کار می پرداختند. این اهتمام ویژه شاه صفوی موجب شد تا اصفهان آنروزگار سهم بزرگی را دربافت شاهکارهای برجای مانده در موزه های مختلف جهان را عهده دار گردد.
     حتی برخی از آنها نظیر قالیهای پلونز به سفارش پادشاه لهستان برای عروسی ولیعهد او بافته شد. این قالیهای ابریشمی، آراسته به تارهای طلا و نقره است و شاید از محصولات کارگاههای درباری اصفهان در پایان قرن دهم و آغاز قرن یازدهم هجری می باشد. این نام را از آن رو بر این قالیها نهاده اند که زمانی منسوب به لهستان بوده است. تزیینات این قالیها آمیزه ای از دیگر نقش و نگارهای قالیهای ایرانی و رنگهای آن بسیار زیباست. در بیشتر این قالیها همه زمینه یک رنگ نیست بلکه دار قالی دارای زمینه ای رنگارنگ است و مهمترین رنگهای بکار رفته در قالیهای لهستانی زرد روشن و پسته ای و نارنجی، آبی فیروزه ای و گلگون است. این قالیها دارای رنگهای رقیق و زمینه نقره ای یا طلایی اند که با ذوق غربی سازگاری دارد که هر چند در ایران ساخته می شدند، اما برای پیشکش به شاهان و فرمانروایان غربی بودند.
    دکتر تقی بهرامی در مجموعه فرهنگ روستایی که در سال 1316 هجری شمسی به طبع رسانیده سابقه وضعیت قالی بافی اصفهان را بدین گونه توصیف می نماید:
    قالی بافی اصفهان در زمان صفویه اهمیت فوق العاده داشته و مخصوصاً بازار قالیهای ابریشمی رواج داشته و اهالی به بافتن آنها همت گماشته قالیهای نفیسی از خود به یادگار گذاشته اند. امروزه اغلب قالیهای گرانبهای قدیمی ایران که در موزه های لندن و پاریس و سایر نقاط اروپا و امریکا دیده می شود قالیهای بافت اصفهان است ... در دوره صفویه تمام اطاقها و تالارهای اصفهان مانند هفت دست، آئینه خانه، نکمدان، چهل ستون و غرفات مسجد شاه از قالیهای ابریشمی مفروش بوده که امروزه هر تکه آن در یکی از نقاط اروپا و آمریکا نزد ثروتمندان و موزه داران است. این قالیها با بهترین و ثابت ترین رنگهای طبیعی رنگ آمیزی و از روی بهترین نقشه های استادان آن زمان بافته شده است. پس از انقراض صفویه بتدریج این صنعت و سایر صنایع از اهمیت افتاد و درصد سال اخیر بکلی رو به نیستی گذاشت و قالی بافی تقریباً فراموش گشت چنانکه در اواخر زمان ناصر الدین شاه قاجار به هیچ وجه کارخانه قالی بافی در اصفهان وجود نداشت و فقط دارهای مختصری در بعضی دهات یافت می شد تا آنکه ظل السلطان (فرزند ناصر الدین شاه وحکمران اصفهان و ایالات جنوبی ایران) زنی از کردستان گرفته به اصفهان آورد و آن زن چون قالی بافی می دانست شاهزاده مایل شد چند دستگاه قالی برایش تهیه نماید برای این کار استاد عبدالرحیم را که از این فن سررشته داشت استخدام نمود استاد مزبور چند دستگاه برای حکمران برپا کرد ولی وقوع پاره ای پیش آمدهای ناگوار در منزل حکمران سبب شد که برپا داشتن قالی را به فال بد گرفته و دستگاههای تازه شروع شده را به استاد مزبور ببخشد. استاد عبدالرحیم دستگاههای قالی را در محل مخصوصی قرار داده کارش را ادامه داد تا آنکه ظل السلطان خبردار شده روزی به کارخانه قالی رفت. قالی ها نزدیک به اتمام بود. امر داد که بالای قالیها عبارت کارخانه ظل السلطان بافته شود و بدین طرز رفتار شد. چند عدد از قالیها به روسیه حمل شد و جلب نظر دربار روسیه را نمود و حضور استاد قالی ها برای بافت دو قالی در نمایشگاه آن کشور را خواستار شدند. حکمران استاد عبدالرحیم را برای روسها استخدام نموده و با مأمور مخصوص سفارت به روسیه فرستاد.
    پس از اندک مدتی دستگاهها به نمایشگاه پاریس انتقال داده شد و استاد مزبور در آن شهر می زیست تا نمایشگاه خاتمه یافت. سپس به ایران بازگشت و به کارهای خویش ادامه داد. در این موقع میرزا ابوالقاسم نقاش و پسرش میرزا علی محمد نقاش نیزشروع بکار نموده به سهم خود خدماتی در احیاء قالی بافی اصفهان نمودند... با وجود تحرک اندکی که در قالی بافی اصفهان با شرح اوصاف فوق پیش آمده بود معهذا در پایان عمر قاجاریه قالی بافی هنوز رواج چندانی در این شهر نداشت چنانکه تعداد دستگاههای قالی بافی در آن زمان رقمی در حدود دویست عدد بود ولی بعدها با پیشرفت این حرفه دراصفهان و توابع آن تعداد این دستگاهها به 2500 در سال 1315 و 6000 دستگاه در سال 1328 بالغ گردید. بهنگام جنگ جهانی دوم به صنعت و تجارت فرش اصفهان تا حدودی لطمه وارد آمد. و در اثر فقدان بازارهای جهانی تجارت این کالا محدود شد و از طرفی تعدادی از سوداگران و بافندگان سودجو نیز با گران شدن مواد اولیه قالی مانند پشم و رنگ در کار خود تقلباتی کردند که در نتیجه به تجارت و شهرت فرش اصفهان که روزگاری سرآمد قالی های ایرانی بود آسیب وارد شد.
    سیسیل ادواردز نویسنده کتاب قالی ایران که بعد از جنگ جهانی دوم (1328 – 1325)، از اصفهان دیدن کرده است، از فرش اصفهان در مقایسه با فرش مناطق دیگر نظیر کرمان، قم و تبریز با اهمیت کمتری یاد می کند.
    
    - ساختار
    دار مورد استفاده در اصفهان و توابع، دار عمودی است. وجود چوب دیگری به نام
   
 پله پیچ که از میان نخهای چله پائینی عبور می کند و به وسیله سیمهای فلزی به زیر دار متصل می شود از امتیازات این دار است. درمراحل نهایی بافت و پایین کشی قالی و زمانی که به واسطه کوتاهی چله ها، عمل گره زدن چله های بالایی به سردار میسر نیست، با انتقال چوب پله پیچ به بالا و عبور چله های بالایی از میان آن و اتصال این چوب به سردار به کمک سیمهای فلزی بافت قالی ادامه می یابد. این عمل برای بافنده این امکان را فراهم میسازد تا بدون تغییر مکان به بافت بقیه قالی ادامه دهد.
    شله بافی یا گلیم بافی بخش پایین قالی معمولاً 3 تا 5 رج است، و در چله کشی، هر 100چله که فاصله ای برابر 10 تا 14 سانتی متر را در برمی گیرد، شیرازه میشود.
    در بافت بخشهای ساده، معمولاً از گره جفتی استفاده میشود و قسمتهای ظریف با گره تکی پر می شود. برخی بافندگان در بافت قسمتهای ظریف نقشه، از خامه های ظریفتری استفاده
    می کنند و خامه ضخیم تر را در بافت زمینه ساده و بخشهای یکنواخت به کار می برند. در نتیجه بخشهایی که با پرز خامه ظریفتر بافته شده، به پایین زدگی دچار می شود.
    تار وپود فرشهای اصفهان از پنبه و گاه از پشم است، تار و پود قالیهای ابریشمی اصفهان از ابریشم می باشند. قالیهای زر بفت اصفهان یادآور قالیچه های پولونز که تار و پودشان از نخهای گرانبهاست می باشد.
    از نظر کیفیت قالیهای اصفهان از بهترین قالیهای ایران به شمار می آیند و پر دوام هستند و جنبه تزئینی دارند. نمونه های نفیس و گرانبها سرمایه خوبی بحساب می آیند خصوصاً قطعات قدیمی و آنتیک که امروزه هنوز در بازار یافت می شوند.
    پشم های مورد مصرف در قالی بافی اصفهان بیشتر از استانهای کرمان و کرمانشاهان و منابع خارجی مانند استرالیا تأمین می شود. در اصفهان مانند سایر نقاط بافندگی فارس زبان (کاشان- کرمان- نائین- قم- یزد و نواحی شرقی و خراسان) عمل گره زنی را با دست و بدون استفاده از قلاب بر روی چله هایی که تا حدودی شل بوده و مانند چله های ترکی فشار کششی شدید نیستند انجام می دهند....

    ویژگیهای عمده فرش اصفهان عبارتند از:
 
   1. داشتن گل و برگهای شکیل و اصیل ختایی که بصورت درشت و پر برگ دیده می شود.
    2. عدم استفاده از 4/1 ترنج در لچکها
    3. تقلید از کاشیکاریهای بناهای دوره صفویه اصفهان (مسجد امام و شیخ لطف الله)
    4. استفاده از قندیل به جای سر ترنج در بیشتر فرشها
    5. استفاده از رنگهای سنتی مثل لاکی و سرمه ای در زمینه و حاشیه
    6. عدم استفاده از سایه روشن در اغلب کارها (به جز در کارهای اخیر)
    7. استفاده از طرح ظل السلطان در بعضی از فرشها با تنوع رنگی بیشتر
    8. داشتن اندازه های کوچک و متوسط (اخیراً اندازه بزرگ نیز متداول شده است)
    9. متأثر از مینیاتور، خاتم و سایر صنایع دستی ایران

    
    - طرح های رایج
    
زمانی که شاه عباس صفوی، اصفهان را به عنوان پایتخت ایران برگزید، این شهر، عروس شهرهای ایران بود و هنوز مدت زیادی از نفوذ و دلبستگی های شاهان صفوی به هنر غربی نمی گذشت که، طرح و رنگ قالی ایران در حوزه تأثیر و تحول هنر غربی قرار گرفت.
    احوال آن روزگار و دلبستگی شاهان صفوی بویژه شاه عباس کبیر، طراحان و نقاشان بسیاری را به حوزه هنر غرب نزدیک گرداند و این آغازی شد تا نه تنها بخشی از آثار معماری ما مزین به رنگ ها و نقاشیهای فرنگی گردد، بلکه آینده طرح و نقش در فرش ایران نیز بگونه ای با آن گره خورد. از آنجائیکه اولین روابط بازرگانی و حتی سیاسی ایران با ممالک دیگر به ویژه اروپا، از زمان پادشاهی خاندان آق قویونلو (نیمه دوم سده نهم هجری) پدید آمده بسیاری معتقدند که نفوذ مایه های فرنگی در هنر ایرانی بویژه نقاشی و هر آنچه که می توانست، است. رواج تصویرگری و چهره نمایی در پارچه ها و فرش ایران دستاورد چنین تحولاتی بود که از اوایل دوره قاجار شتاب و حضور پر رنگ تری یافت .
    قالی اصفهان در این زمان از یگانه قالیهای شهری باف ایرانی است که حفظ سنتهای طراحی اصیل ایرانی در آن بیش از سایر مناطق دیده می شود و شاید بتوان آن را سنتی ترین قالی پیشرو در این زمان دانست که ضمن حفظ کیفیت، کمتر مورد تعرض و هجوم نقش مایه های غریب قرار گرفته است. با این منظور در دوران صفوی نقوش اسلیمی و شاه عباسی بیشترین نگاره های مورد توجه هنرمندان فرش بوده اند ... هر چند که اسلوب گل فرنگ و تصویر سازی، پراکنده و متفرق (اما سنجیده تر) در فرش اصفهان دیده می شود، اما چنین روندی نتوانسته است همچون سایر فرشها، ساختار و بنیاد آن را تحت الشعاع قرار دهد. در واقع رویکرد شاهان صفوی به نقاشی و شیوه های اروپایی در قالی اصفهان اثری بر جای نگذاشت، و شهری که خود دروازه ای گردید برای ورود آثار و شیوه های غربی، فرش خود را با مبانی مستحکم و اصیل فرش ایرانی محفوظ داشت.
     با بررسی به عمل آمده می توان دریافت که در نهضت تصویرسازی فرش ایران، که دو دهه از شتاب و هجوم افزایش یافته آن می گذرد، فرش اصفهان نه تنها کمتر تأثیر پذیرفته، بلکه در انتخاب موضوعات نیز در ورطه ناآگاهی فرو نیفتاده است. تصاویر و مضامین نقاشان غربی در این فرش هیچگاه حضور نیافته و مضامین ادبی و موضوعات و مفاهیم ایرانی بیش از همه مورد توجه هنرمندان فرش اصفهان بوده است.
    بنابریان قالی اصفهان نه تنها تحت تأثیر نقوش و طرحهای بیگانه قرار نگرفته است بلکه به میزان زیادی تحت تأثیر نقوش کاشی کاری ها و عمارات تاریخی این شهر مانند عمارت چهل ستون- مدرسه چهار باغ- مسجد شیخ لطف الله و غیره بوده و طرحهای خود را با نگاره های زیبایی منقش به این ابنیه تزیین نموده اند. طرحهایی که در فرش های اصفهان بیشتر بچشم می خورند عبارتند از:
    شاه عباسی لچک و ترنج، درختی حیواندار، اسلیمی لچک و ترنج، شاه عباسی افشان و هندسی لچک و ترنج و طرحهای صورت و منظره).
    استفاده هنرمندانه از طرحهای ایرانی و پذیرش عمومی آنها به ویژه در بازارهای خارج نشان داد که هنوز و همواره طرحهای ویژه ایرانی یکی از مورد توجه ترین هنرهای شرقی است. در مقایسه با فرش تبریز (که به دلیل زیبایی و تنوع ازارزش اقتصادی خاصی بهره مند است)، استفاده از طرحهای سنتی که به دست طراحان صاحب سبک طراحی و رنگ آمیزی شده، فرش اصفهان را با ارزش ترین فرش ایران کرده است. همچنین بر فرشهای که با نام تولید کنندگان بزرگ فرش، نظیر صیرفیان، مهر مرغوبیت و کیفیت بر پیشانی دارند و با ارزش های بالا در بازار عرضه می شوند، قبل از هر چیز می توان اثر طراحان بزرگ اصفهان وطرحهای سنتی را مشاهده کرد.
    

    با توجه به طرح، فرش اصفهان در سده اخیر را می توان به دو گروه عمده تقسیم کرد:
   
 1. فرشهایی که توسط استادان هنرستان هنرهای زیبا خلق شده اند مثل آثار استاد عیسی بهادری، رستم شیرازی، هوشنگ جزی زاده؛ که آثاراین هنرمندان آکادمیک بوده و اصول سنتی و کلاسیک را در طراحی اسلیمی و ختایی کاملاً رعایت می کردند. هنرستان اصفهان به نام هنرستان دولتی در سال1315 شروع به کار کرد که تحت سرپرستی عیسی خان بهادری بوده که در سه رشته مینیاتور نقش قالی و طبیعت (رنگ و روغن) هنرجویان خود را تعلیم می داد که سرپرستی آنرا سی سال بعهده داشت. از کارهای معروف استاد بهادری، طرح بشریت، ستاره دریایی شکار چرخ، شیر و گاو می باشد.
    2. نقاشانی که وابسته به هنرستان نبودند و لیکن بصورت سنتی اصول طراحی به سبک اصفهان را ادمه می دادند. کار آنها اگر چه زیبا و لطیف هستند و در استفاده از شاه عباسی و اسلیمی مهارت دارند لیکن آن خلاقیت هنرستانیها را کمتر داشته اند و کارشان حالت تکراری دارد. لیکن این نکته چیزی از ارزش آنها کم نمی کند چرا که این هنرمندان بودند که در کنار سایر هنرمندان توانستند اصالت فرش اصفهان را حفظ کنند. از معروفترین هنرمندان این گروه می توان به استاد ارچنگ، حاج آقا امامی، حاج مصور الملکی اشاره کرد. از شاگردان اینها استاد جعفر رشتیان و استاد عباس کرباسیون را میتوان نام برد.
    امروزه بیشتر نقش قالیهای جدید اصفهان را طرحهای لچک و ترنج تشکیل می دهند، اسلیمیهایی که مستقل ازترنج مرکزی، گلهای شاه عباسی را در برمی گیرند، طرحهای سجاده ای، محرابی ستوندار، درختی، شکارگاهی، از جمله نقشهای مورد استفاده اند.
    طرحهای متنوع و درهم و نقشهایی با طراحی دقیق، طرح ترنج و نقشهای اسلیمی و همچنین پرنده و گل و گیاه و نخل نیز به کار می روند. در وسط قالی یک طرح مدالی دو بخشی و یا در مواردی نقشهای مکرر به چشم می خورند. حاشیه بزرگ شاه عباسی استفاده زیادی دارد و دیگر طرحهای گل و گیاه حواشی از زمینه الهام می گیرند. زمینه و حواشی یا خط از یکدیگر مجزا می شوند.

    
    - رنگبندی
   
 یک بررسی صد ساله بر روی قالی معاصر اصفهان و حتی سالهای دورتر تا روزگار صفویه نشان میدهد که نه تنها طرح و نقش، بلکه رنگ و رنگ آمیزی فرش در اصفهان به ندرت دچار تحول و دگرگونی بوده است. در دوران حکومت صفویان رنگهای زرد طلایی و سبز به ترتیب از نمایه های اصلی فرشهای نفیس و حتی شاهی اصفهان بوده اند. در این زمان، هنوز هم می توان به وضوح تعلق خاطر هنرمند اصفهانی را به نقوش سنتی و زیبایی لچک و ترنج های اسلیمی و شاه عباسی مشاهده نمود. رنگ لاکی به عنوان مادر رنگهای فرش ایران در کنار رنگ کرم، زمینه متن و حاشیه اغلب فرشهای اصفهان را در برگرفته و کمتر می توان اثری از رنگهای بیگانه و نامأنوس در این فرش دید.
    تعداد رنگهای بکار رفته در فرشهای اصفهان تا حدودی، زیاد است و کمتر اتفاق می افتد که در آنها کمتر از 14رنگ به کار می رود.
    طراحان و قالیبافان اصفهانی، اغلب رنگهای دلخواه خود را در زمینه های فیروزه ای، سرمه ای، قرمز، بژ و سفید نخودی انتخاب می کنند.
     رنگ قالیهای اصفهان در زمینه رنگهای روشن است. مثلاً از بژ یا آبی روشن استفاده بیشتری می شود. گاه از 15 رنگ برای ایجاد تضاد و برای طرحهای داخلی از درجات گوناگون قرمز استفاده می شود.
    نسبت رنگهای سرد به رنگهای گرم کاربرد بیشتری دارد. رنگهای کرم، سرمه ای، انواع آبی (آبی روشن، آبی سیر، آبی فیروزه ای) ، الماسی، انواع رنگهای خاکی شامل خاکی روشن، خاکی متوسط، خاکی بادامی، خاکی اصفهان، خاکی سیر، بژ، سبز سیر (مینایی)، بژ صورتی ولاکی استفاده می شود.
 
   
    - رنگرزی
    
    - ابعاد
    در اصفهان قالیچه ها و فرش هایی در اندازه های ذرع و چارک، ذرع و نیم، دو ذرعی، پرده ای و فرش های شش متری و گاهاً بزرگتر بافته می شود بافنده اصفهانی هیچگاه رغبتی به بافت کناره و کلگی از خود نشان نمی دهد. فرش های ظریف بافت و گل ابریشم اصفهان با طرحهای فوق العاده زیبای آن همواره از شهرت بسیار زیادی در بازارهای جهان برخوردار بوده اند...
     - توزیع جعرافیایی
     - وضعیت فعلی قالیبافی
   
 قالیهای اصفهان امروزه بیشتر در مراکزی نظیر نجف آباد، فلاورجان، قمشه (شهرضا)، گلپایگان، نائین، نطنز، (فریدن، سمیرم) و کاشان و خوانسار، تولید می شوند.
    برخی از تکبافان و مؤسسات معروف که در گذشته و حال به فرش اصفهان شهرت و معروفیت داده اند عبارت است از: داوری، حقیقی، (در دشتی)، مأموری، صدقیانی میر جلالی، عمادی، فدایی، معینی و انتشاری

منبعhttp://www.persiancarpetassociation.com

.

                                 قالی بافی در ایران

.

ارومیه- خبرنگار آفرینش
   ویژگی های قالی در آذربایجان غربی
ویژگی ها: از دارهای قالیبافی مورد استفاده در مناطق شهری باف، می توان از دار تبریز و یا گردان نام برد. این دارها از ابداعات خاص مردم تبریز است،ابزار دارقالیبافی با نام هایی متفاوت ودارای شباهتهایی یکسان با دیگر مناطق است.دار تبریز از چهار چوبی ساده شامل دو سره تشکیل شده که در شبستر به نورد بالا و پایین و در اردبیل به آت لوق و اوست لوق و در مواردی نیز به ارئین بالا و پایین موسومند که دویان یا بانلق(راست روها) آنها را به هم اتصال می دهند.برای استحکام بیشتر دار از دو ستون به عنوان تکیه استفاده می شود که محل اتصال آن با سره بالا "کولفه" نامیده می شود. تنظیم دارها به وسیله کوجی و هاف انجام پذیر است و بافنده روی الواری که در اصطلاح محلی به خرچی ته بند معروف است می نشیند و با پیشرفت کار بافت با شل کردن گره ها قالی را پایین می کشند .کار چله کشی(بوی چکماخ) و پایین کشیدن قالی که نیازمند تخصص بیشتری است ،توسط استاد کار و یا خلیفه انجام می پذیرد. ابزار قالیبافی نیز با نامهای متفاوت و مشابه با دیگر مناطق است در اصلاح محل قلاب (فرش پیچاخی) و شانه که برای بیرون آوردن پرز چشم و آماده کردن خامه برای پرداخت استفاده می شود به نام(قاشین یا دراخ) و سیخ پود کشی(ارقاج شیشی) نامیده می شود.
پشم:
 قسمت عمده پشم مورد نیاز آذربایجان در خود منطقه بخصوص ماکو، خوی،مهاباد،سردشت مغان و ارومیه تامین می شود. چرا که آذربایجان از مراکز گله داری و پرورش گوسفند است. پشم گوسفند ماکو و خوی بیشتر سفید رنگ بوده و از نظر لطافت و بلندی الیاف و شفافیت بسیار مرغوب است و پشم گوسفندان مهاباد و ارومیه الوان است.
گوسفندان دشت مغان دارای پشمی زبر و در قالی های درجه 2 مصرف دارند در خوی و ماکو پشم گوسفندان را دوبار در سال می چینند .پشم بره در اصطلاح محلی گوزم و پشم میش و گوسفند سالخورده را که زبر است،چندر می گویند.
ریسندگی پشم هابیشتر به دست زنا ن با چرخ های کوچک دستی انجام می پذیرد که در محل جهره( کلافچه ) نامیده می شود و نخ خام را که برای لا کردن و تابیدن شماره مخصوص دارد،در اختیار کارگاه های نخ تابی یا متوچی خانه قرار می دهند. در اصطلاح محلی نخ تار را بویلون ،پود زیر را یوقون ارقچ یا تیر و پود رو را نازک ارقچ یا پود می نامند.
درخشندگی و ظرافت قالیهای تبریز از جمله ویژگی های خاص است که علت آن را در پرداخت و کوتاهی پرزخامه های بافته شده بایستی جستجو کرد.چنان چه تبریزیان نیز به هنگام پرداخت پرز خامه را بسیار کوتاه میکنند.نتیجه این عمل، صرفه جویی در مقدار پشم مصرفی ،درخشندگی و چشم نوازی نقشه است. گره مورد استفاده در بافت فرشهای تبریز، گره ترکی است واحد اندازه گیری گره رجشمار است که برخلاف دیگر مناطق 7 سانتی متر است و ذرع آن نیز برخلاف ذرع معمول در تهران 112 سانتی متر است که آرشین نامیده می شود. واحد معاملات متر مربع است،لیکن مقیاس دیگر به نام قالیچه نیز که برابر 2ذرع مربع تبریز ویا 35 پونزه ویا دو آرشین و 3پونزه (گره برابر 7سانتی متر ) است نیز مورد استفاده است. گرچه سیستم متر یک نیز رواج کامل دارد.لیکن هنوز تجاری که از ابهام این روش اندازه گیری سود می برند به استفاده از آن مقید و مصرند چه در تبدیل مساحت قالی به واحد قالیچه کسری به ضرر بافنده محاسبه می شود.
هر پونزه تقریبا 7 سانتی متر است و یک ذرع (112 سانتی متر) برای 16 پونزه می باشد. قالیهای تولیدی دارای حداقل 12 بافت یا گره و حداکثر 80 بافت یا گره (دریک پنجه) و یا در 7 سانتی متر است و شمارش گره ها در طول انجام می گیرد.البته باید توجه داشت تعداد گره در هر پنجه معیاری است که بیشتر جنبه نظری دارد تا واقعی.
عمل بافندگی در خانواده ها بوسیله افراد مختلف خانواده وبیشتر توسط خانم ها انجام می پذیرد در کارگاه های کوچک این عمل به صورت کنترات صورت می پذیرد،بدین نحو که مصالح از طریق کنترات در اختیار مسئول کارگاه که اصطلاحا دار گردان نامیده می شود(شبیه همدان) سپرده می شود و وی در ازای هر قابال(15 هزار ریشه) اگر فرش 40 رج باشد و جه دریافت می داد.
تکبافان به افرادی اطلاق می شود که برپا داشتن 1تا 3دار در محل سکونت خود و با مدد گرفتن از افراد خانواده و تهیه مواد اولیه به طور شخصی به تولید می پردازند. این تولیدات که به علت فقدان سرمایه کافی صاحبان آنها از مرغوبیت خوبی برخوردار نیستند ارزان ترین مواد اولیه را در بر می گیرند.خامه انها از پشم دباغی شده است و به بهای نازلی رنگین می شود. رجشمار آنها تنها در موارد استثنایی از 22 رج در گره متجاوز است و قطع آنها همان قطع های متداول 2در 3 و 2/5 در 3/5 متر است و طرح ها لچک ترنج شاه عباسی و بخصوص افشان است.
بخشایش - گراوان :
بخشایش از نظر تولید کناره های زیبا و دلفریب که بازی رنگهایی با مایه های آبی و قرمز نخودی و آجری آنها را از زیبایی خاصی برخوردار می سازند و در بین مناطق حوزه هریس دارای مرتبه ای والاست . نقشه های بزرگ گیاهی که از نقش های هریس الهام گرفته اند،برخلاف تولیدات سراب در سرتاسر متن تکرار می شوند.
پشم شاه وزن که دارای درخشندگی و استحکام بسیاراست عامل اصلی شناخت تولیدات گراوان از بخشهای دیگر است. مدالیون درقالیهای گراوان آنقدر بزرگ است که گاه برای حفظ توازن متن تا مرکز حاشیه داخلی می رسد. تاروپود تمام قالیهای هریس و توابع گراوان،سراب مهربان و بخشایش از پنبه است و نخها اصولا زمخت هستند . در بعضی قالیچه ها مثل قالیچه های بولوردی ،به طور استثنا به جای یک پود،دو پود از بالای ردیف گره ها می گذرد ،یکی کشیده و پنهان و دیگری به رنگ آبی که از پشت قالی قابل رویت است.
گره حاکم در منطقه ترک بافت است که تراکم آن از 1000 تا 600 گره در دسیمتر مربع می رسد. در برخی از قالیچه ها که از سفتی و زمختی بیشتری برخوردارند این تعداد گره از 1500 تا 1000 گره در دسیمتر مربع در تغییر است. قالیبافان این مناطق برحسب عادت به هنگام چیدن پرز آنها را بلندتر می چینند و به اصطلاح آنها را پرگوشت می گیرند.درشت بافی و زمختی از صفات ظاهری و مشخصه فرشهای هریس،گراوان،بخشایش و مهربان است.
قالیچه های بزرگ در قطع 3/5 در 2/5 متر و 4در 3 و کناره های 3در 1 ذرع و4در 1 ذرع اندازه های متعارف هریس و مناطق اطراف است و رجشمار معمول نیز بین 18 تا 25 گره در هررج(7 سانتی متری) است.
خوی،مرند،مراغه:
قالی وقالیچه هایی که در خوی بافته می شوند از نظر جنس تابع زنجان است یعنی فرشی است استخوانی و سفت که با زحمت حمل می شود و با همان طرح و رنگ بندی قالیچه های زنجانی است.در خوی نوعی قالیچه نامرغوب نیز تهیه می شود که در بازار تجارت به آن موصل می گویند و ارزان ترین نوع در بازار جهانی است.
 محصولات مرند و مراغه تشابه بسیار نزدیکی به قالی زنجان دارد . تیره های شاهسون و عشایر آذربایجان نیز محصولاتشان با الهام ازنقوش حوالی تبریز می شود. در ارومیه و شهرهای اطراف،کمتر به قالی و قالیچه پرداخته می شود که دارای جنس نامرغوبی است و در بازار به موصل زنجان معروف است که در تبریز به فروش می رسد.

.

منبعhttp://www.afarineshdaily.ir



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 اردیبهشت 1388 توسط مهران ب
درباره وبلاگ